حرفهايي كه در دلم ماند

((... سرمایه های یک دل ، حرفهایی است که برای نگفتن دارد... ))

Monday, March 05, 2007

metamorphosis


واقعا چرا اون سوسك مرد؟
اون كه با شرايط جديدش داشت كنار مي‌اومد؟! تازه چيزاي مورد علاقش و پيدا كرده بود .مگه نه اينكه مي‌خواست بره دامن خواهرش و بكشه و بهش بفهمونه كه دوست داره تا هميشه براش ويولن بزنه؟مگه نه اينكه مي‌خواست بره گردن خواهرش و ببوسه!مگه نمي خواست اون لحظه ابدي شه؟ اون چيزهاي لـذت بخشش و يافته بـــــــــــــــــــــــود
نه اون نبايد مي مرد چون دوست داشت زنده بمونه! چون روزنه اميد پيدا كرده بود

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

 


FREE Hit Counters!